پ.ن: سال گاو زیادی نوشتم. تا سال بعد چه سالی باشد...
این وبلاگ را دو نفر می نویسند . دو نفر که دو روحند در دو بدن.
پ.ن: سال گاو زیادی نوشتم. تا سال بعد چه سالی باشد...
گفتار در روش درست بکار بردن عقل(پاراگراف اول)
میان مردم عقل بهتر از هر چیز بهتر تقسیم شده است چه هر کس بهره خود را از آن چنان تمام می داند که مردمانی که در هر چیز دیگر بسیار دیر پسندند از عقل بیش از آن که دارند آرزو نمی کنند و گمان نمی رود همه در این راه کج رفته باشند بلکه باید آن را دلیل دانست بر اینکه قوه درست حکم کردن و تمیز خطا از صواب یعنی خرد یا عقل طبعا در همه یکسان است و اختلاف آرا از این نیست که بعضی بیش از بعض دیگر عقل دارند بلکه از آن است که فکر خود را به روش های مختلف به کار می برند و منظورهای واحد در نظر نمی گیرند چه ذهن نیکو داشتن کافی نیست بلکه اصل آن است که ذهن را درست به کار برند و نفوس هر چه بزرگتر باشند همچنان که به فضایل بزرگ راه می توانند یافت به خطاهای فاحش نیز گرفتالر می توانند شد و کسانی که آهسته می روند اگر همواره در راه راست قدم زنند از آنان که می شتابند و از راه راست دور می شوند بسی پیشتر می روند.
پ.ن: میخواهم دوستانم بخش هایی از این "رساله مهم و تاریخ ساز" را مطالعه کنند. دورانی به شدت تحت تاثیر این رساله بودم. قسمت هایی از این رساله را برایتان تایپ میکنم. اگر برایتان جالب باشد.
دانشمندان ریاضیپیشه بیش از همه به خدا گرایش دارند (44.6 درصد)
و فیزیکپیشه ها بیشتر از همه خداناباور هستند (77.9 درصد)
آمار از نشریه نیچر. (البته در میان دانشمندان طراز اول درصد خداناباوران بیشتر است.)
قبل از اینکه نتیجه را بدانم حدس زدم و حدسم درست بود. خواستم ببینم آیا شما هم مثل من حدس میزدید وقتی میخواستید تصور کنید درصد خداناباوران در میان ساینتیست ها ( غیر از علوم انسانی ها. به آن علوم ساینس نمیگویند. ناولج می گویند.) به چه ترتیب است؟ چرا؟ چرا خداناباوری میان فیزیکدانها بیشترین است و میان ریاضیدانان کمترین؟
پ.ن: البته هر توضیحی که به جواب مورد نظر برسد لزوما با ارزش نیست.
تاریخ مبتذل. تاریخی که به دنبال اثبات روابط علت و معلولی مورد نظر مورخ نگاشته میشود. و در این جستار, مورخ به دنبال مصالح مورد نیاز نظریه خود میگردد. چه تاین بی باشد, چه هگل ...
اما موثرترین و قدیمی ترین نوع آن که ذائقه بسیاری را تحت تاثیر قرار داده, "تاریخ مذهبی" است: تاریخی از گذشته که در تورات و انجیل و قرآن میخوانیم. و معنی تاریخ مذهبی، اثبات این "رابطه علی و معلولی" است: قومی از خدا تبعیت می کردند و پاداش می گرفتند, قومی عصیان می کردند و مجازات می شدند.
این گونه مطالعات تاریخی نتایجش از پیش معلوم می باشد و ما را متوجه نکته جدیدی نخواهد کرد. من به این مطالعات که شباهت زیادی به سفسطه و دلیل تراشی دارد, مطالعات خارج از ذائقه می گویم. خارج از ذائقه خودم.